|
در هوا فراقی ناصر عبداللهی نازنین:راز دل همان به نهفته ماند!
|
خواندن اندوه خبر فراق مادر ارجمند خواهرم مینا ، مدیر سایت ناصر عبداللهی نازنین، به ناگاه و در پیامهایم مرا در انبوه خرد و کلان ناخوشی ها و دل دل ها ،غمناک تر و نمناک ترم ساخت و داغی دوباره بود بر کهنه اندوه از یاد نرفته ام از شرح فراق عزیز مادرم و بخصوص برگزاری مراسم شنبه عصر مرحومه مادر مینا در همان مسجدی که یادمان سوم و چهلم مادرم را در زمستان پنج سال پیش در همان جا به اندوه و داغ به نظاره ایستادم نیز شرحه شرحه ای بود بر این حال...هم سوگ ات هستم و صبور باش و به ما صبوری بیاموز!
از سید حسام الدین سراج عزیز، در حقیر بودن عنوان صرف واژۀ خواننده در اطلاق شهرت و خصالش و نیز در پی آن از وقوف و اعتقاد ناصر عبداللهی نازنین در حدوث و عالم اعداد و ابجدیات!... به یاد این دل نکته افتادم که برای من ِ کمترین، درک و دیدار ِقدری در وسع ادراک حقیرم از محضر این دو انسان والا و بالا، بزرگ ترین افتخارم بوده و نیستان تکنوازی هایشان با آنسویی ها را می دانم و دریغا می دانستم و باز این که چه قدر در احوالات درونی و نظارۀ روح بلند و متعالی شان در خاطر پیش رویم به نگاهشان چه قرین و شبیه بود این دل دلانه های قریبشان و این نکته را شاید هیچ کس نداند ! و حتی بی که خود بدانند ! و حسرت این که آن آرزوی کهنه ام بجا ماند از دیدار این دو نازنین به روزی تا ببینند که چه قدر،آینه در آینه اند هر دو به پژواکی و این را از کف دادم و صد افسوس که داغ دوست بر دل ماند تا ابد برایم و...الهی که سایه سار متبرک آن سید عزیز و نازنین،مستدام و مانا مانَد برای من و ما... بیار آن که قرین را سوی قرین کشد/ به خلق و خوی و صفت های همنشین کشد/ خیال دوست تو را مژدۀ وصال دهد/ که آن خیال و گمان جانب یقین کشد!
ز جا برخیز ای سلطان
که اختر خانه ویران شد
قمر در هاله خاموش است و
جنگ دیو و انسان شد
زمین از کفر می سوزد
سپهر از درد می بارد
بگو دست خداوندی
ز رویت پرده بردارد
" از ناصر عبداللهی "
دو شب پیش بود که در برنامه "کوله پشتی" فرزادحسنی اعلام کرد که قاضی مرتضوی دادستان کل کشور در برنامه های آتی میهمان است.بلافاصله یاد این افتادم که ایشان در طی ماه های گذشته در جریان و وقوف به پرونده مربوط به کوچ ناصر نازنینمان قرار داشتند و بنا بر گزارش پزشکی قانونی و یکی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی در عیادت و بررسی وضعیت آن یار سفر کرده و نیز شواهد یافته ها مساله "ضرب و شتم " و همچنین "خوراندن نوعی سم دارویی" از سوی افرادی برایشان مورد بررسی و بازبینی قرار گرفته است . از طرفی حضور فرزاد حسنی هم بهانه ای بجا بود برایم و برای درخواست از او از طریق شماره پیام کوتاه برنامه و نوشتن متنی با مخاطب مجری برنامه به منظور طرح این مساله و خواهشی برای پیگیری آن در صحبت او با جناب مرتضوی در فرصتی پس از برنامه ... اما از آن جا که این "همه عمر دیر رسیدم" های تکراری ام به عادتی پیش رو باز تکراری آمد تقریبا در زمانی که دیشب می خواستم پیامی در این مورد بنویسم در وبلاگ و از همدلان و دوستان بخواهم تا این خواسته را به اشتراکی بگذاریم از طریق محرمم متوجه شدم که جناب مرتضوی میهمان برنامه است . افسوس خوردم از این دیرانه هایم و ولی آن کار کوچک را به تنهایی انجام دادم و با شماره ۳۰۰۰۰۳۲۰ با مخاطب پیام برای شخص فرزاد حسنی از خواهشی و تقاضایی برای طرح و درخواست پیگیری پرونده مربوط به عزیز کوچیده سرخمان با دادستان محترم کل کشور داشته باشد در فضایی خارج از برنامه که خب طبعا جای طرح این گونه مسائل نیست.شاید قسمت این بود تا به تنهایی آن پیام خاص را بنویسم و از گزند احتمالی طرح آن سایر عزیزان همبغض با غریبانه های ناصر عزیز به دور بمانند.
عکس:آژانس عکس سوره (سازمان تبلیغات اسلامی)