تبليغاتX
پشت این پنجره ها - آینه در آینه
در هوا فراقی ناصر عبداللهی نازنین:راز دل همان به نهفته ماند!
   ستاره زد سلام کن ...در برنامۀ شنبه شبی که صبح آن با طلوع حضرت ابوالفضل (ع) آغشته شده بود و در جایی که حمیدعجمی،خوشنویس صاحب خط معلی، خواست تا در اواخر برنامه مناجات خوانی کند، چه لحظۀ نابی بود که حمید جلیلوند عزیز با آن حس ِ قریب وصدای دلی و نا فریب خود از دو انسانی به نیکی و صفتی  یاد کرد که حس آن دقائق برایم،بس نکو بود و مغتنم بود این یاد ِ سلسله سان!  از سید حسام الدین سراج عزیز، در حقیر بودن عنوان صرف واژۀ خواننده در اطلاق شهرت و خصالش و نیز در پی آن از وقوف و اعتقاد ناصر عبداللهی نازنین در حدوث و عالم اعداد و ابجدیات!...  به یاد این دل نکته افتادم که برای من ِ کمترین، درک  و دیدار ِقدری در وسع ادراک حقیرم از محضر این دو انسان والا و بالا، بزرگ ترین افتخارم بوده و نیستان تکنوازی هایشان با آنسویی ها را می دانم و دریغا می دانستم و باز این که چه قدر در احوالات درونی و نظارۀ روح بلند و متعالی شان در خاطر پیش رویم به نگاهشان چه قرین و شبیه بود این دل دلانه های قریبشان و این نکته را شاید هیچ کس نداند ! و حتی بی که خود بدانند ! و  حسرت این که آن آرزوی کهنه ام بجا ماند از دیدار این دو نازنین به روزی تا ببینند که چه قدر،آینه در آینه اند هر دو به پژواکی و این را از کف دادم و صد افسوس که داغ دوست بر دل ماند تا ابد برایم و...الهی که سایه سار متبرک آن سید عزیز و نازنین،مستدام و مانا مانَد برای من و ما... بیار آن که قرین را سوی قرین کشد/ به خلق و خوی و صفت های همنشین کشد/ خیال دوست تو را مژدۀ وصال دهد/ که آن خیال و گمان جانب یقین کشد!                                                               

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386ساعت 1:9  توسط فرامرز.ن  |