تبليغاتX
پشت این پنجره ها - از بابا حیدر مدد تا دلم گرفته برادر!
در هوا فراقی ناصر عبداللهی نازنین:راز دل همان به نهفته ماند!

 الف )دیروز.نشرچشمه. داخلی / گفتم:کنسرت فرمان فتحعلیان که برگزارمیشه؟گفت:بله.گفتم:چرا کنسرت نیما مسیحا لغو شدش؟گفت:به خاطر هفده شهریور!

 امروز.عصر.تالار وزارت کشور.خارجی/ داخل محوطه تابلوهای تبلیغی رنگین مواد غدایی زده اند...بلیت تان را ببینم...نه!کنسرت برگزار نمی شه!..چرا؟...نمی دونم!...دیروز واسه هفده شهریور بود امروز واسه چی؟خبرگزاری مِهر زده بود که تهیه کننده نرفته مجوز بگیره وعلت "عدم اخذ مجوز اجرا از دفتر موسيقي وزارت ارشاد" عنوان شده! یه آقای کت شلوار مشکی میادجلو:دو ساعت قبل از مرکز موسیقی اومدن و گفتن لغوه!...رو به یکی که کنارم بلیت به دست ایستاده می گویم :این موسیقی تو مملکت ما همیشه بدبخت بوده! - قرار بود بعد کنسرت فتحعلیان عزیز،حمید خندان هم کنسرت داشته باشه که اونم لغوشد-امشب این تالار بزرگ بی صوت و صلای متبرک نام و عشق مولا با نوا و صدای فتحعلیان عزیز و فلوت همنوازآواز همیشگی ناصرم مهران سراجیان خیلی کوچیک بود...خیلی کوچیک ... و هیچ !

ب)"بابا حیدر مدد"از صبح و عصری همه ش تو گوشم می پیچه.تو غروب چه قدر ولی این دل تکه به دردم خورد و مخاطبشو پیدا کرد!...حیف که نشد اسم و یاد ناصر نازنین توی کنسرت فرمان فتحعلیان عزیزبیادش امشب.نه اون و نه مولایش که"مبهوت جمالش شد و مشتاق لقا شد،از عشق علی تن به سر دار فنا شد".اما اندکی صبر...

ج)امروز که واسه گزارش یه مراسم به مصلا رفته بودم،بعد ِ یه سخنرانی بود که صادق آهنگران آوازش رو این طور شروع کرد:دلم گرفته برادر،دلم گرفته شهید...تا آخر،همه ش صورت ناصر نازنین رو به روم بود...

د)این دمدمه های مولایی کارش رو کرد برام.یه کار کتابی رو که ده سال وقت گذاشته بودمش،همین امروز از فرهنگستان زبان و ادب، نامه تایید محتوایی ش  رسید دسنم.

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم شهریور 1386ساعت 23:42  توسط فرامرز.ن  |