تبليغاتX
پشت این پنجره ها - ماه من و دو قدم مانده به صبح و یاد ناصر عزیز به کلام استاد بهمنی در شبکه چهار
در هوا فراقی ناصر عبداللهی نازنین:راز دل همان به نهفته ماند!

 چند دقیقه قبل برایم یک پیام کوتاه  از دوسنم آمد:"شبکه چهار".تلویزیون را که روشن می کنم می دانم که دراین ساعات "دو قدم مانده تاصبح"  پخش می شود و معمولا می بینمش.محمد علی بهمنی عزیز و بزرگ را می بینم که در برابر پرسشی از جناب اهورا ایمان عزیزاز تفاوت های شعر و ترانه می گوید. وقتی اسم"عشق است"- نخستین آلبوم رسمی ناصر فقید - را می آورد،چه سزا و با شکوه از دانش ناصر عبداللهی نازنین در درکش از مفاهیم اشعارش و سهم ارزشمند او در بیان و اظهار اشعار خود در نزد مخاطبان یاد می کند و عنوان می دارد که آن فقید احاطۀ قابل اعتنایی به مقوله شعر داشت و با آن که در آن زمان خوانندگان مشهوری بودند اما  او مرتبه درک  و بیان آن واژه ها را در صدا و آهنگ دارا بود و این کار با آوای یک صدای تازه  و با تفکرمتولد شد و ادامه داد: این خیلی مهم بود که هنرمندی در اولین آلبوم خود کاری جدی و غیر بازاری را انجام دهد و بخصوص در انتها که چند بار نام ناصرعزیز را آورد از واژۀ "کشف"در اجرای اشعارش از سوی او را ذکر و یاد بود  ونیز از اشک های یکریزهمه در زمان ضبط اثر"عشق است" گفت ...برمتن انتهای کلامش ،صدای مقدمۀ پیش از"تو ای عشق" یا همان"جواب سوالم تو باشی اگر"می آید.به ۳۰۰۰۴ پیام کوتاه برنامه مطلبی می نویسم با قطره های اشکم که همیشه برای فراق آن بزرگِ بهترین دوست،تر و تازه است!...بیرون نم بارانی است و صدای آسمانی اش را با"ماه من" درگوشم می شنوم:ازخانه بیرون می زنم اما کجا امشب؟ شايد تو مي خواهي مرا در كوچه ها امشب؟...

سوم)زمستان شش سال قبل،شبی پیش از اجرای همین ترانه"ماه من" در کنسرت چه زیبا،ناصر، قطره ای از دریای معنا منظر اندیشه اش را چنین سخن بود:"هر کسی یک گمشده ای دارد وقتی خلوت می کند.ولی وقتهایی هست که فکر می کنم  گمشدۀ همۀ ما،خدا است! احساسم این است.حالا گاهی اوقات در شکل های مختلفی در دنیا ظاهر می شود و ما را می کِشاند...آخر خط را که بگیریم،می رسد به خدا."

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 1:17  توسط فرامرز.ن  |