تبليغاتX
پشت این پنجره ها - دلم تنگ است برای باران خوب خدا
در هوا فراقی ناصر عبداللهی نازنین:راز دل همان به نهفته ماند!

 

 

هر که رفت                                    

پاره ای از دل ما را با خود برد

اما

او که  با ماست

او که نرفته است !

از او بپرسید

که چه می کند با دل ما

که می داند همه چیز، رو به راه و بروفق مراد است و خوب !

تنها ! ... تنها دل ما ، دل نیست

آره !...

 نه دیگه ، این واسه ما دل نمی شه

نه !... *

... چه قدر مشق ِ بغض و سکوت کنم؟ چه قدر این همه هق هق ِ در خلوتم فرو مرده را به تکرار و خویش تماشا بنشینم ؟ که یک دنیا حرفم و تنهایی  و چه سخت می سوزم بی شعله ای  حتی  و یادم می آید  بی ، که گفته باشم ، تو چه ناگاه – و آگاه - می فهمیدی از فاصله ها  و صدا و گفته هایت و نوشته هایت که همه نشان ز بی نشان بود و همه آن به خدا و دل ختم می شد، چه مرهمی بود بر آلام من... و در خوابی محال هم نمی دیدم این شب و روزم همه تلخ، که تو را ندارمت ... و حال باید بیاموزم که با دیوار و چه تلخ آوار نجوا کنم ! دلم تنگ است برای تو ... برای باران خوب خدا .

 

    عکس: وبلاگ ایلا * از اشعار دکتر مجتبی معظمی

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 0:43  توسط فرامرز.ن  |