|
در هوا فراقی ناصر عبداللهی نازنین:راز دل همان به نهفته ماند!
|

نام عزیز فاطمه را که می آورد، در چشمانش " آن" ی در گذر و عبور بود که تو را به یک " نور"، نگاه و نوا میهمانی می برد و آن نور در هالۀ چشمانش موج می زد... الان باز و هر چند به حسرتی دیگر به خود می گویم :خوشا به حال ناصر که نظر کردۀ بانو فاطمه زهرا(س) بود و این ردا و شولای سپید او تنها بر تن خواص آن حضرت آید و حکایت ناگهانه های خلق و بارش شعر و آوا شعور ِ ناصر نازنین در همکناری حس ناب ِ وصل شهود و باران ِ یکریز ِ اشک های بی شک او در درآمد و متن ِ جان آوا ترانۀ " یا فاطمه بنت نبی " و آن احوال روحانی که به واژه نیاید ،این جا و از سوی کوچکی چون من ، تنها سایه نگاشته هایی از یک حقیقت ِ محض است که دنیای معنوی ناصر عزیز را می ساخت .
یاد جملۀ یکی از دوستان ناصر، مصطفی معظمی،می افتم که در کتابی در شرح عکسی از آن نایاب ترین نگاشت : " ناصر عبداللهی خودش است.بی کم و کاست ! صاف و ساده و بسیار حساس.خلوت های او را کسی تاب نمی آورد. " و می گویم چینی تنهایی ناصر، نازک بود . انسان های بزرگ برای لحظه های خاص خود ، غار حرایی داشته اند و در آن نجواهای دل و خدا به خلق و حدوثی به انتظار رویش نشسته اند و همواره این اثر ِ مانای ناصر نازنین را نوعی نزول ِ آیه باران در خلوت حرایی اش می دانم و می دانستم و بی سبب نیست که این اثر هر شنونده اش را با خود سوی حس و احوالی تازه مکشوف در هر حد و اندازۀ قابل ادراک هر کسی رهسپار است.
یاد ناصر می افتم و آن ردای بلند و سپید او و آن چهرۀ نورانی اش که در یک کلیپ و در فضای با معماری خانه های خشتی گونۀ عصر ِ آن حضرات در سال های 76 از تلویزیون پخش شد و اجرای سادۀ ترانۀ "یا فاطمه " بود و با غالبیت ساز عود در ساز بندی آن و کمی متفاوت با آنی که با همان آهنگسازی ناصر و با ساز بندی فریدون شهبازیان در حُسن ختام " دوستت دارم " شنیده ایم. در آن کار اتفاقا در جایی که ناصر سرود و خواند :"... ای مظهر شور و شرف، لطف و شفاعت"را بیشتر می پسندیدم تا " ای مظهر شور و شرف، شرم و شفاعت" را که جناب علی معلم دامغانی ، تغییر داد و در ترانۀ اصلی آمده است و یادم است سال ۱۳۸۰ در یک ماهنامه ای که فعالیت داشتم و در شماره ای که در آن ماه،زادروز ولادت حضرت زهرا(س)بود متن شعر را آن طور که در ابتدا بود همراه با معرفی ناصر عزیز آوردم . الان یادم نیست اما یک مورد دیگر هم بود که در ابتدای اثر جای داشت و همان تغییر نیافته اش در ترانۀ کامل آن را منعکس کردم.
"ای دخت گل ای یاسمین..." ...آخِر، یاسمین از گل های بالارونده است .مثل شکل معراج. و عطر افشان و حساس!..."مریم گل آرای مسیح ،چون ژالۀ تو..." آخِر مریم عزیز(س) در قرآن کریم ما زنی است که "صدیقه "معرفی شده است... " صدیقه"...یکی از القاب بانو فاطمه (س) که در این اثر در کنار این ها جان آمده:"طاهره،مطهره،صدیقه،زکیه،ام ابیها،مرضیه،راضیه" و این نام ها طبق روایت امام صادق(ع)تمامی اسم های فاطمه(س) نزد خداست.
نمی توانم ... باز یادم می آید که با این جاودانت، ای عزیزترین،آن هنگام که مادرنازنینم را همنگاهم داشتم و من و او نشسته و هردو گریان اما سبکحال و سبکبال به میهمانی صدا و نوای آنسویی ات در "یا فاطمه "می آمدیم و یاد حرف مادرم می افتم که اولین بار که تو را دید گفت:" ... صورتش نورانیه.نور داره"... و پس از رفتن او و کوچ تو ، حال تنها می ایستم رو به قبله و با دستی بر روی قلب ِ نا آرام و غرقه حسرتم،می گریم ، بی که بدانم ... و می دانم !
و این نام معنی ها را ناصر چه زیبا و فاخر در "دخت گل ...، غیرت "حسین "از شیرۀ جان تو نوشید،"شیر خدا" تا پای جان بهر تو کوشید،....از زینب زهرا نشان افسانه ها ساخت،..."حسن"برای عشق دین مهر تو افروخت،"حسین" برای حفظ دین قهر از تو آموخت.....یا فاطمه...ای شان کوثر مهر تو،ای هرچه دریا، زهرا."تعبیر کرد و بر بستری ناب از آن آواز و آهنگ . یاد این جملات از دکتر شریعتی می افتم که سخت دوست داشت و می گفت :" خواستم بگویم فاطمه دختر خدیجه بزرگ است دیدم فاطمه نیست.خواستم بگویم که فاطمه دختر محمد است دیدم که فاطمه نیست.خواستم بگویم که فاطمه همسر علی است دیدم که فاطمه نیست.خواستم بگویم که فاطمه مادر حسین است دیدم که فاطمه نیست.خواستم بگویم که فاطمه مادر زینب است بازدیدم فاطمه نیست. نه! این ها همه هست و این همه فاطمه نیست.فاطمه فاطمه است. ".:
ناصر عزیز.مهیمان ِ همکنار ِ اینک ِ عشق محمد(ص) با علی(ع) و مولا زن ِ بی مزار مولا و ... بگذار با تو بخوانم و سلام گویم که : "یا فاطمه جان، ای به بلا آزموده شده.ای کسی که خداوند تو را پیش از آن که بیافریند با بلاها آزمود و تو را در برابر این آزمایش، صبور و شکیبا یافت... یا ممتحنه امتحنک الله الذی خلقک قبل ان یخلقک فوجدک لما امتحنک صابره و زعمنا انا لک اولیا و مصدقون و صابرون لکل ما اتانا به ابوک(ص) و اتی به وصیه فانا نسالک ان کنا صدقناک الا الحقتنا بتصدیقنا لهما انبشر انفسنا بانا قد طهرنا بولایتک." ... السلام علیک یافاطمه زهرا.